الهی

 

الهی به داده ها و نداده هایت شکر

هرگاه دلم رفت تا محبت کسی را به دل بگیرد،

تو او را خراب کردی خدایا،

به هر چه دل بستم،تو دلم را شکستی،

عشق هر کسی را که به دل گرفتم،

تو قرار از من گرفتی، هر کجا خواستم دل مضطرب

و دردمندم را آرامش دهم،

در سایه امیدی،و به خاطر آرزویی،

 برای دلم امنیتی به وجود آوردم،

تو یکباره همه را بر هم زدی،

 و در طوفان های وحشتزای حوادث رهایم کردی،

تا هیچ آرزویی در دل نپرورم و هیچ خیری نداشته باشم

 و هیچ وقت آرامش

و امنیتی در دل خود احساس نکنم...

تو این چنین کردی تا به غیر از تو محبوبی نگیرم و

 به جز تو آرزویی نداشته باشم،

و جز تو به چیزی یا به کسی امید نبندم،

 و جز در سایه توکل به تو،

آرامش و امنیت احساس نکنم...

خدایا ترا بر همه این نعمتها شکر می کنم.


 

 

/ 47 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
dorna

سلام این یعنی اخر ایمان و اعتقاد که ارزو میکنم همه مون بهش دست پیدا کنیم ما رو هم دعا کن یاعلی

توییتی

سلام مریم بانو میگم تو هیجی یا قهوه یا تخم مرغ هاهاهاهاهاه بیا وبلاگ میفهمی جریان چیه بیا دیگه دختر خوب معطل نکن

hediye

salam azizam khobi ghalebe jadid mobarak dar zemn matlabe kheili ghashangiye [ماچ]

محمود ( مهر و ماه)

سلام خانومی خوبید صبح بخیر ممنونم از حضور پر مهرتون اپتون در حین غمگین بودن خیلی زیباد بود [گل][گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل][گل]

یک رهگذر

خدایا کاش میدانستی که باز قایقی طوفان زده ام؛ چون رهگذری لرزان باران زده ام خدایا کاش میدانستی این از توانم به انتها رسیده است؛ باز باورهایم به ابتدا رسیده است خدایا کاش میدانستی دیگر از من چیزی نمانده است؛ تنها قلبی شکسته کز عشق خوانده است[گل]

رفیق شفیق

سلام میگم چرا دیگه پیشم نمیای دیگه دوستم نداری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ منم میرم تو باغچه میشینم میگم پیشی بیا منو بخوره پیشی بیاااااااااااااااااا

بال و پر سوخته

سلام دوسی جونم قالبت منو یاد شازده کوچولو انداخت[پلک] نکته: هر موقع از خودت نوشتی ُ روزانه نویسی کردی لینکت میکنم من از این جور وبلاگا خوشم میاد باشه؟؟؟؟؟[ماچ]

ابراهیم

سلام... خوبی ..ما لیاقته شما رو نداریماااااااااااااا باشه شما رو هم لینک کردم.... بازم بیا.. راستی 26 ام تولدمه بهم سر بزن حتمااااااااا روزهایم خسته و بی رمق می گذرند و … با خود کودکی های پسرکی را می برند که عجیب داردخواسته و نا خواسته به دنیای آدم بزرگها پا می گذارد … دارد یاد می گیرد کم کم حرف گوش دهد : پاهایش را بگذارد روی زمین! … کمتر سادگی کند! حواسش بماند که … اینجا مدینه ی فاضله نیست ! دارد یاد می گیرد کم کم زندگی ارزش خیلی چیزها را ندارد ! می شود گاهی وقتها خواسته هایش را نخواهد ! … دارد یاد میگیرد کم کم عاقلانه عاشقی کند

دايي جان

کوه رنج من اگر الوند بود تا تو بودی بر لبم لبخند بود گر چه اندوه غریبی بر دلم کوه تر از وسعت الوند بود در سرمن شور شیرین تو بود با خیال تو دلم خرسند بود چهار فصل زندگی در چشم من خوب وزیبا وغزل اکنده بود می بریدی از دلم پیمان مهر من به عشق تو دلم پا بند بود شک نمی کردم به عشقت نازنین تا تو بودی بر لبم لبخند بود

مهدی

خدایی شکر..................................................[نیشخند]