خدایا

 

خدایا

خدایا از من دور نیستی که به دور دست ها بنگرم

از دیده ام نرفته ای که دیدنت را آرزو کنم

پنهان نبوده ای که برای پیدا کردنت از پای در آیم

با همه ناپیدایی در همه جا پیدایی

تو در آئینه چشمانم می بینم

در پرده پندارم در جای جای وجودم در محراب سینه ام در کعبه ام

الهی تو در جویبار رگهایم جریان داری

در همه نفسهایم جاری هستی

در شگفتیهای وجودم بودنت را به تماشا گذاشته ای

هر طپش دلم تورا فریاد می زند خدایا در کعبه چرا؟

تو در دیده منی سرگشتگی در بادیه ها چرا؟

تو در دل منی در بی سوئی ها و بی کرانی ها چرا؟

تو در جان منی

/ 25 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فائزه

سلام خيلي خيلي زيا مي نويسين عالي عالي عالي خيلي خداي مهربون رو زيبا توصيف كردين ممنونم و متشكرم مريم جون [گل]

ب

ب

g

g

قلث

قلثل

غزاله

....*ღ * *ღ * *ღ * *ღ * *ღ * ......*ღ * *ღ * *ღ * *ღ * .......*ღ * *ღ * *ღ * ........*ღ * *ღ *ااااااااااااااااپممممممممم[ماچ] .......*ღ * *ღ * *ღ * ......*ღ * *ღ * *ღ * *ღ * .....*ღ * *ღ * *ღ * *ღ * *ღ * ....*ღ * *ღ * *ღ * *ღ * *ღ * *ღ *

محمد.ر

سلام خیلی قشنگ وزیبا بود لذت بردم[گل] خدایا تو را در این نزدیکی گم کردم ولی در دوردست در پی تو سرگردانم [گل][لبخند]

درنا

سلام عجب مناجاتی بود خیلی بهم چسبید دست گلت درد نکنه ما رو هم دعا کن یاعلی

یک رهگذر

تو پیدای پنهان همیشه به من نزدیکی؛ در نفسهایم؛ در لبخندهایم؛ در اشکهایم؛ [گل]