حسی به رنگ پاییز

حسی به رنگ پاییز

پاییز می‌آید

آری قاصدک‌ها خبر آورده‌اند…

پاییز خواهد آمد خش‌خش برگ ، عطر باران، بوی خاک…

پاییز خواهد آمد باید قشنگ‌ترین دفتر‌هایم را درآورم؛

نوشتن حس‌های تازه ، رنگ زرد ، رنگ نارنجی

احساس می‌کنم پاییز آسمان را به من نزدیک‌تر می‌کند

انگار هدیه می‌دهد یه بغل اندیشه ، یک بغل شعر ، یک بغل احساس

نم‌نم باران ، موسیقی باد…

گونه‌ی گل انداخته از سرما…

حس دلتنگی… حس بی‌تابی…

حس عشقی که نمی‌دانم چیست؟!

 عطش رفتن راه رویایی ، پر برگ خیس ، کوچ پاییزی…

آسمانش ابری ، پر امید ، پر از حس رسیدن به زمین ، پر از عشق…

و زمینی لبریز نیاز…

و رهایی از عطش تابستان

تار و پود پاییز

خوشه‌ی گندم ، انتظار دشت ، می‌رسد وقت درو

و اناری که نگاهش به من است از حیاط ساکت مادربزرگ

زنگ امید بهاری در راه

ردپای تو ، ردپای من ، کوچه پس کوچه ، راه مدرسه…

نغمه‌ی گنجشک ، صبح پاییزی ، تب

خیس بارانم ، نفس باران غرق رویایم…

 
/ 0 نظر / 41 بازدید